على محمدى خراسانى
160
شرح منطق مظفر (فارسى)
2 . براى مغالطه : يعنى در واقع كبراى كلى ، كذب است ولى براى سرپوش گذاشتن روى آن و پنهان كردن كذبش حذف مىكنند ، مانند : « فلان يطوف بالليل ، فهو متلصّص » ، كه كبراى كلى اين است : « و كل من يطوف بالليل متلصّص » ، يعنى « فلانى شبگرد است و هرشبگردى دزد است پس فلانى دزد است » كه كبراى كلّى محذوف ، كذب است چون ممكن است شخصى شبگرد باشد ولى دزد نباشد ، بلكه پليس باشد و . . . پس از آشنايى با تعريف قياس مضمر و ضمير ، چند مثال مىآوريم : 1 . آنجا كه كبراى كلّى حذف شده باشد و ضمنا نتيجه هم ، مقدم بر صغرى آمده باشد مانند : « اين شخص انسان است ، زيرا ناطق است » . در اصل چنين بوده : « اين شخص ناطق است ، و هر ناطق و مفكّرى انسان است ؛ پس اين شخص انسان است » . 2 . آنجا كه صغراى استدلال حذف شده و ضمنا نتيجه مقدم بر كبرى باشد : « اين شخص انسان است ، زيرا هر ناطقى انسان است » . در اصل چنين بوده : « اين شخص ناطق است ، و هر ناطقى انسان است ؛ پس اين شخص انسان است . 3 . آنجا كه صغرى و كبرى به ترتيب خاص خود آمده باشد ولى نتيجه حذف شده باشد : « اين شخص ناطق است ، زيرا هر ناطقى انسان است » . در اصل بوده : « هذا ناطق و كل ناطق انسان ؛ فهذا انسان » ، كه اين نتيجه به علت وضوح ، نيازى به ذكر ندارد . شما مىتوانيد مثالهاى متعدد ديگرى هم بياوريد . قوله : كسب المقدمات بالتحليل طريقهء اكتساب مجهولات تصديقيه : دانشمندان منطقى معمولا در خاتمه كتابهاى منطقى انحاء و شيوههاى مختلف تعليم و تعلّم را بيان مىكنند كه در خاتمهء حاشيهء مولى عبد اللّه در امر ثامن از رؤوس ثمانيه اين مطلب بازگو شده و چهار طريقه را مىآورند كه عبارتند از : 1 . روش تقسيم و تركيب 2 . روش تجزيه و تحليل 3 . روش تحديد ( مخصوص باب تصورات ) 4 . روش برهان . با حفظ اين مقدّمه مىگوييم : بحث در اين است كه وقتى ما به يك مجهول